سکوت شب
صداي شب
سكوت دل
صداي شب
صداي تيك تيك ساعت
ولي آرام و آهسته
زند با آه! فريادي
ازين درد دروني
مي كند هي دادو بيدادي
و مي سوزد
نمي نالد
و مي گريد
نمي ماند
|لینک ثابت| نگارندهteddy-جمعه هشتم دی 1385 ساعت |
سبحانک یا نور تر از نورتر از نور در ظلمت من پنجره ای باز کن از نور
صداي شب
سكوت دل
صداي شب
صداي تيك تيك ساعت
ولي آرام و آهسته
زند با آه! فريادي
ازين درد دروني
مي كند هي دادو بيدادي
و مي سوزد
نمي نالد
و مي گريد
نمي ماند
در لابه لاي خاطرات گمشده ام
به دنبال چيزي مي گردم
آن قدر آنها را مرور كرده ام
كه رنگه تمامشان از رو رفته است وتمام شعرهايم
معني عشق را از ياد برده است
آخرين صحنه را مي گشايم با اين اميد
كه بيابم گمشده ي خود را
آري.......
همان است
گل سرخ
آري همان است
![]()
تو مثه اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر
مث اون حرفي كه نا گفته مي مونه دم آخر
تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر
تو همون آبي كه رسمه بريزن پشت مسافر
مث برق دو تا چشمي توي يه قاب شكسته
مث پرواز واسه قلبي كه يكي بالاشو بسته