غمگین تر از همیشه به استقبال سالی دیگر
سبحانک یا نور تر از نورتر از نور در ظلمت من پنجره ای باز کن از نور
غمگین تر از همیشه به استقبال سالی دیگر

کاش می شد به جای خونه تکونی
خونه ی دلمون رو واسه آمدن بهار
گردگیری می کردیم!!!



تو با اون نگاه گرمت، توي قلب من نشستي
تو يه احساس قشنگي ،تو خود آرزو هستي
تو يعني اوج يه رويا، بي نياز از همه اما
من واست غرق نيازم، لبريز از عشق و تمنا
وقتي قهر مي كني قلبم ،مي كنه پا در ميوني
قهر و آشتيات قشنگه ، تو كه از ما بهتروني
مي گي تنها تو به چشمم، تو فقط اين جوري هستي
تو مي گي ديد من اينه ، خب خودت بگو كي هستي؟
نگو يه آدم ساده ، واسه من فرشته اي تو
مثه واژه هاي ناب توي هر نوشته اي تو
نه سياهي ، نه سفيدي ، تو خود رنگين كموني
تو هوايي ، نفسي تو ، مي ميرم اگه نموني
تو مثه معجزه هستي ، واسه من از همه سر تر
تو به من بخشيدي خوبم ، با نگاهت يه حس برتر
تو نگاهت عاشقونس ، خيلي خيلي مهربوني

تو بتي ، من بت پرستم ، با توام ابرو كموني
تو يه قصه ي قشنگي ، واسه چشام لالايي
همه خوبيا رو داري ، ولي حيف! تو بي وفايي
سميه قندي
فرهاد مرو هواي من ، بارانيست
اين كلبه غم، بدون تو ويرانيست
تنها شده ام ميان گردي از غم
اين جا دل من به عشق تو زندانيست
شيرين شده ام كه بيستون را بكني
هر چند كه ادعاي من حيرانيست!
امروز به قصر من بيا، فرهادم
حالا كه ملاقات توام ، پنهانيست
اي كاش كه متهم به مردن بشوم
هرچند كه جسم زنده ام قربانيست
امشب كه روم به خواب ، تو را خواهم ديد
بيمار شدم ، نگاه تو درمانيست
فردا كه صدا زنند مرا از ايوان
فهمند كه نجواي دلم ، عرفانيست

قرباني عشق تو شدن باشم كاش!
از عشق ، بمردم و نگو نادانيست
مريم عطار

يا رب دل ما را تو به رحمت جان ده.
درد همه را به صابري درمان ده.
اين بنده نداند كه چه مي بايد خواست!
داننده تويي ، هر آنچه خواهی آن ده.

آخر آمد روز موعود
آن دم سبز شكفتن
روز گرم با تو بودن
از تو گفتن
دل سپردن
اينك آن لحظه ميلاد
در طواف كعبه نور
مي نوازد چهره شب
تا حريم ظلمت دور
مي نوازد چهره شب
تا حريم ظلمت دور
در چنين روز طلايي
روز خوب آشنايي
مي تراود عطر باران
با نواي آسماني
آري آمد روز موعود
لحظه سرخ رهايي
قلم ساده شعرم
مي زند رنگ خدايي
آخر آمد روز موعود
آن دم سبز شكفتن
روز گرم با تو بودن
از تو گفتن
دل سپردن


