تبليغاتX
رز تنها

سبحانک یا نور تر از نورتر از نور در ظلمت من پنجره ای باز کن از نور

 

کاش می دیدم خواب تو را

|لینک ثابت| نگارندهteddy-یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت |
 باغ

شکفته گل به هر باغ و گلستان

نوای بلبلان آید ز بستان

ز آوای خوشت من مست مستم

ستایش کردمت چون می  پرستان

نمی دانی تویی بتخانه من

شراب مستی میخانه من

تویی کعبه ، طوافت می کنم من

تو هستی، خانه و کاشانه من

بیا،بشکن سکوت قلب خسته

ببین این قلب من تنها نشسته

ز نور چهره ات ،نورانی ام کن

که تاریکست این قلب شکسته

به هر جا می روم، بوی تو دارد

چمن، زیبایی از روی تو دارد

تویی آغاز و پایان طبیعت

به دریا، چشم آهوی تو دارد

تو ای آهوی دشت بی کسی ها

بیا،با من به باغ اطلسی ها

|لینک ثابت| نگارندهteddy-سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 ساعت |
 ای کاش!

 

 

ای کاش! که بازآیی و دیوانه ببینی

از دست غمت ،سینه ویرانه ببینی

رفتی و شدم همدم تنهایی و غم ها

بازا که مرا از همه بیگانه ببینی

 

 

|لینک ثابت| نگارندهteddy-پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 ساعت |
 زندگی

زندگی هم زشت و هم زیباست

 

گر که زشتی آفریدی

 

زشتی اش در قعر شب پیداست ؟!

 

گر که زیبایی

 

یقین

 

می ماند و خود

 

نقش بی همتاست

 

پس تویی ، نقش آفرین

 

نقاشی ات یکتاست

 

می کشی نقش پری ، تا آورد

 

از آسمان رازی

 

کزان روشن شود دنیا

 

می کشی دیوی که باشد بی سر و بی پا

 

می وزد توفنده بادی

 

غرد و ویران کند هر جا

 

بازوانت پر توان

 

خود می کنی تقدیر خود

 

یا زشت و یا  زیبا

 

پس تویی نقش آفرین ، نقاش بی همتا.

 

 

 

 

|لینک ثابت| نگارندهteddy-پنجشنبه سوم خرداد 1386 ساعت |