تبليغاتX
رز تنها

سبحانک یا نور تر از نورتر از نور در ظلمت من پنجره ای باز کن از نور

 مقدس

چه کردی با دل من نازنینم

که هر شام و سحر اندوهگینم؟

 

مرا دعوت بکن در باغ چشمت

که از باغ تو لبخندی بچینم

 

تو صبح بی غروب آسمانی

من آشفته ترین زن زمینم

 

نگاهت کفر دنیا را در آورد

همین کفر مقدس گشته دینم

 

دلم بی تاب رویت می شود باز

میان عاشقان عاشق ترینم

 

|لینک ثابت| نگارندهteddy-پنجشنبه سوم آبان 1386 ساعت |